هدیه ای از تو

 

از پستی بلندی ها نمی هراسم ،

 همراه با تو قله ها را فتح می کنم ،

در کنار تو از پستی ها عبور می کنم ،

می دانم اگر همراهم نباشی اما او

آری او...او...او

او که تو به هدیه دادی

در این زمین خاکی همراهم است

در کنارم، با حضورتو

می دانستم وقتی از بهشت تو رانده می شوم تو تنهایم نمی گذاری

همراهی در سختی ها به من اعطا می کنی

روزهای پر از او برایم می سازی

لحظات شادی و غم را در کنار او برایم رقم می زنی

چه مهربانی تو و او چه زیبا مهربانی تو را  برایم تداعی می سازد

چه بخشنده ای تو و او چه خالصانه بخشندگی تورا به من نشان می دهد

روزها می گذرد و من فقط در هراسم که تو هدیه ات را از من دور سازی

او را با دیگری آشنا سازی و او مرا از یاد برد....

نمی دانم آن وقت هدیه دیگری از تو خواهم داشت ؟؟

 

 

 

 

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
فاناز

very nice